تبليغاتX
سیاستندار
بنزين و مهرورزي! سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 12:58

يادمه تو ايام انتخابات يكي از شعارهايي كه دكتر در موردش صحبت ميكرد مهرورزي بود و خيلي ها براشون سوال بود كه چه لزومي داره مفهومي مثل مهرورزي تو انتخابات بعنوان شعار مطرح باشه ! يا اصلا تعريف مهرورزي بعنوان يك اصل چيه ؟ يا مثلا مهرورزي از سوي چه كساني بايد اعمال بشه و مهر ورزيدن فقط از سوي دولت اعمال خواهد شد يا وجوه ديگري هم داره ؟

حالا به مساله بنزين توجه كنيد ! حتما از بازار سياهي كه براي بنزين ايجاد شده خبر داريد ! به نظر شما اگر كساني كه به هر دليلي سهميه بنزين اضافه دارند ، مثلا قشر تاكسيداري كه از سوخت گاز استفاده ميكنند و اين سهميه هم براي استفاده همه مردم بعنوان امانت در اختيارشون قرار گرفته ، اگر از مبلغ 300- 400 تومني كه از فروش سوخت امانت مردم! عايدشون ميشه بگذرند و سهميه اضافشون رو در اختيار نيازمندان به سوخت قرار بدن ، گره بزرگي از يك مشكل ملي باز نميشه ؟ يا كساني كه از ميان خود ما مردم ،  كارت سوخت ديگران رو پيدا ميكنند و سوخت اون رو ميفروشند نميتونند اونها را به صاحبشون برگردونند يا حداقل از سهميه اون استفاده نكنند ؟

نذاريد اوضاع اينجوري بشه!!!

مواردي مثل اين بارها در سالهاي مختلف اتفاق افتاده . مگر كساني كه كالا را براي گران شدن احتكار ميكردند و ميكنند يا كساني كه خانه هاي خود را خالي نگه ميدارند تا بازار مسكن متشنج شود و... و... و... از خود ما نيستند ؟ مگر از جنس مردم نيستند ؟ البته عوامل ديگر و باندهاي مافيايي نيز وجود دارند و منكر آنها نيستيم اما ...

... اما باور كنيم كه برخي مشكلات عمومي  تقصير خود ما مردم است . اينكه ما به يكديگر محبت كنيم و در افزايش مشكلات يكديگر نكوشيم ، دست يكايك ماست . باور كنيم كه مهرورزي مردم به مردم ، چاره  بسياري از معضلات كوچك و بزرگ است . از خودمان شروع كنيم و باور كنيم مهرورزي ، از مردم آغاز ميشود و به نفع خودمان است ...

نوشته شده توسط صادق سرحدي  | لینک ثابت |

قلم بدست گرفته بودم ...

ميخواستم ازعلي (ع)  بنويسم اما ...

اما از چه بنويسم ؟ از كجا بايد شروع كرد ؟ از تولدش ...؟

شروع به نوشتن كردم هرچند دستم ياراي نوشتن نداشت و قلم جرات گام برداشتن براي نوشتن از علي (ع) را نمي يافت ...

يا امير المومنين

قلم لغزيد و با لرزش نوشت : ... و بعد از 3 روز ديوار كعبه شكافته شد و فاطمه بنت اسد از كعبه خارج شد ، با قنداقه اي كه علي (ع) در آن پيچيده شده بود ... آري ،علي (ع) در 13 رجب 23سال قبل از هجرت بدنيا آمد ...

ناگهان ...

ناگهان با خودم گفتم ...

چرا 13 رجب 23 سال قبل از هجرت ...؟

مگر علي (ع) و پسرانش و همسرش و محمد (ص) را اسباب خلقت ارض و سما نمي ناميدند ...؟

مگرنمي گفتند ، آدم (ع) خداي را به پنج تن قسم داد تا پروردگاراز خطايش در گذرد ...؟

مگر بر روي كشتي نوح (ع) اسماء علي و خانواده اش حك نبود ...؟

ومگر ...

چگونه است كه ما او را مولود 13 رجب 23 سال قبل ازهجرت ميدانيم ...؟

من كه به اشتباه خودم پي برده بودم ...

شايد 13 رجب تجلي زميني علي (ع) باشد و 21 رمضان ، پايان اين رونمايي ! اما حقيقتا علي (ع) در زمان زميني نمي گنجد و آغاز و پاياني برايش متصورنبوده و نيست ...

در آرامشي خاص بدنبال جمله نهايي بودم كه جمله اي ، آرامشم را دوچندان كرد ... :

الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولايت امير المومنين علي ابن ابيطالب (ع)

علي جان ، همانا تو خود راه راستي !

نوشته شده توسط صادق سرحدي  | لینک ثابت |